Definition

adj. something unusual, uncommon; new

توضیح فارسی

چیزی غیرمعمول، نامتعارف؛ جدید

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. original

syn. اصیل؛ بدیع

The physicist had some novel ideas about traveling at the speed of light.

فیزیک‌دان چند ایده بدیع درباره سفر با سرعت نور داشت.

ذِ فیزِسیست هَد سام ناوِل آیدیاز اَبَوت تِرَوِلینگ اَت ذِ اِسپید آو لایت.

The novel suggestions were implemented.

پیشنهادهای جدید اجرا شدند.

ذِ ناوِل سَجِسچِنز وِر ایمپلیمِنتِد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.