normally
نورمِلی
adv. commonly; usually
معمولاً؛ بهطور معمول
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adj. normal
adj. عادی
v. normalize
v. عادیسازی کردن
n. normalization
n. عادیسازی
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.