واژه

fabricate

fabricate

ساختن؛ جعل کردن

فَبریکِیت

Definition

v. to make up, usually with an intent to fool or trick; to lie

توضیح فارسی

ساختن، معمولاً با قصد فریب دادن؛ دروغ گفتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. fabricated

adj. ساختگی؛ جعلی

n. fabrication

n. ساختگی؛ جعل

syn. invent

syn. ساختن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.