واژه

robust

/roʊˈbʌst/

نیرومند؛ قوی

رو‌بَست

Definition

showing good health; in good shape

توضیح فارسی

نشان‌دهنده سلامت خوب؛ در وضعیت جسمانی خوب

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. robustly

adv. با قدرت؛ نیرومندانه

n. robustness

n. نیرومندی؛ استحکام

syn. energetic

syn. پرانرژی

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.