واژه

preconception

/ˌpriːkənˈsepʃən/

پیش‌داوری؛ تصور قبلی

پری‌کِن‌سِپشِن

Definition

an opinion formed in advance without experience or knowledge of something

توضیح فارسی

نظری که از پیش و بدون تجربه یا دانش درباره چیزی شکل گرفته است

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. preconceived

adj. از پیش شکل‌گرفته

v. preconceive

v. از پیش تصور کردن

syn. bias

syn. سوگیری؛ تعصب

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.