واژه

means

/miːnz/

روش‌ها؛ وسایل

مینز

Definition

ways

توضیح فارسی

راه‌ها؛ روش‌ها

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. methods

syn. روش‌ها

He was told to finish the job by any means available to him.

به او گفته شد کار را با هر وسیله‌ای که در اختیار دارد تمام کند.

هی واز تُلد تو فینیش ذِ جاب بای اِنّی مینز اَوِیلِبِل تو هیم.

The most convenient means of communicating with someone is by phone.

راحت‌ترین روش ارتباط با کسی، تلفن است.

ذِ موست کِنوینیِنت مینز آو کِمیونیکِیتینگ وید سام‌وان ایز بای فون.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.