واژه

limber

/ˈlɪmbər/

انعطاف‌پذیر؛ نرم

لیمبِر

Definition

to be stretched; easily shaped

توضیح فارسی

قابل کشیده شدن؛ به‌آسانی شکل‌پذیر

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. flexible

syn. انعطاف‌پذیر

The dancer has a limber body.

بدن رقصنده انعطاف‌پذیر است.

ذِ دَنسِر هَز اِ لیمبِر بادی.

He was able to perform the limber movements that are required of a gymnast.

او توانست حرکات انعطاف‌پذیری را که از یک ژیمناست لازم است انجام دهد.

هی واز اِیبِل تو پِرفُرم ذِ لیمبِر موومِنتس ذَت آر ریکوایِرد آو اِ جیمناست.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.