/ˈlɪmbər/
لیمبِر
to be stretched; easily shaped
قابل کشیده شدن؛ بهآسانی شکلپذیر
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. flexible
syn. انعطافپذیر
The dancer has a limber body.
بدن رقصنده انعطافپذیر است.
He was able to perform the limber movements that are required of a gymnast.
او توانست حرکات انعطافپذیری را که از یک ژیمناست لازم است انجام دهد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.