/ˌɪntuˈɪʃən/
اینتوئیشِن
a feeling or instinct
یک احساس یا غریزه
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adj. intuitive
adj. شهودی
syn. hunch
syn. حس درونی
He often relies on his intuition rather than analyzing the situation logically.
او اغلب به شهود خود تکیه میکند تا اینکه وضعیت را منطقی تحلیل کند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.