واژه

come across

/kʌm əˈkrɔːs/

به‌طور اتفاقی پیدا کردن؛ برخوردن به

کام اَکراس

Definition

to find or discover, usually by chance or mistake

توضیح فارسی

پیدا کردن یا کشف کردن، معمولاً به‌طور تصادفی یا بر اثر اشتباه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. encounter

syn. برخورد کردن؛ یافتن

The woman came across the old love letters while looking through photos of her youth.

زن هنگام نگاه کردن به عکس‌های دوران جوانی‌اش، نامه‌های عاشقانه قدیمی را به‌طور اتفاقی پیدا کرد.

ذِ وومِن کِیم اَکراس ذی اُلد لاو لِتِرز وایل لوکینگ ثرو فوتوز آو هِر یوث.

The professor came across the article while searching the Internet.

استاد هنگام جست‌وجو در اینترنت، مقاله را به‌طور اتفاقی پیدا کرد.

ذِ پِرُفِسِر کِیم اَکراس ذی آرتیکِل وایل سِرچینگ ذی اینتِرنِت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.