واژه

brazen

/ˈbreɪzən/

گستاخ؛ بی‌شرم

بِرِیزِن

Definition

defiant or shameless

توضیح فارسی

سرکش یا بی‌شرم

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. bold

syn. جسور

The student brazenly defended her thesis.

دانشجو با گستاخی از پایان‌نامه‌اش دفاع کرد.

ذِ اِستیودِنت بِرِیزِنلی دِفِندِد هِر ثیسِس.

The brazen politician did not withdraw from the debate.

سیاستمدار گستاخ از مناظره کنار نکشید.

ذِ بِرِیزِن پالِتیشِن دید نات ویددرا فرام ذِ دِبِیت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.