واژه

nominal

/ˈnɒmɪnəl/

اسمی؛ ناچیز

نامِنَل

Definition

very small; in form, but not in substance

توضیح فارسی

بسیار اندک؛ در ظاهر، اما نه در ماهیت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. nominally

adv. اسماً؛ در ظاهر

syn. moderate

syn. متوسط؛ اندک

The office building was sold at a nominal price.

ساختمان اداری با قیمتی ناچیز فروخته شد.

دِ آفیس بیلدینگ واز سُلد اَت اَ نامِنَل پرایس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.