واژه

inundate

/ˈɪnʌndeɪt/

غرق کردن؛ سرازیر کردن

ایناندِیت

Definition

to flood

توضیح فارسی

سیل‌آسا فراگرفتن؛ غرق کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. inundation

n. سیلاب؛ هجوم فراوان

syn. overwhelm

syn. از پا درآوردن؛ فراگرفتن

The radio stations were inundated with reports of a severe traffic accident.

ایستگاه‌های رادیویی با گزارش‌های یک تصادف شدید رانندگی سرازیر و انباشته شدند.

دِ رِیدیُو اِستِیشنز وِر ایناندِیتِد وید ریپورتس آو اَ سِویر ترافیک اَکسیدِنت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.