واژه

intentionally

/ɪnˈtenʃənəli/

عمداً؛ از روی قصد

اینتِنشِنَلی

Definition

with definite purpose and planning

توضیح فارسی

با هدف و برنامه‌ریزی مشخص

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. intentional

adj. عمدی

n. intention

n. قصد؛ نیت

n. intent

n. قصد؛ هدف

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.