/ɪnˈɔːrdɪnət/
ایناُردِنِت
a large amount or quantity; more than reasonable
مقدار یا تعداد زیاد؛ بیش از حد معقول
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adv. inordinately
adv. بهطور بیش از حد
syn. excessive
syn. بیش از حد
The airlines had to cancel an inordinate number of flights due to the fog.
شرکتهای هواپیمایی مجبور شدند بهدلیل مه، تعداد بیش از حدی پرواز را لغو کنند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.