/ɪmˈpɑːrʃəl/
ایمپارشِل
showing no favoritism; being fair or just
بدون جانبداری؛ منصف یا عادل بودن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
n. impartiality
n. بیطرفی
syn. objective
syn. عینی؛ بیطرف
Teachers must be impartial judges of their students’ work.
معلمان باید داورانی بیطرف برای کار دانشآموزان خود باشند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.