واژه

gradually

/ˈɡrædʒuəli/

به‌تدریج

گِرَجوالی

Definition

slowly, but surely

توضیح فارسی

آهسته، اما پیوسته و مطمئن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. gradual

adj. تدریجی

syn. steadily

syn. به‌طور پیوسته

The bay has gradually deteriorated over the years.

خلیج در طول سال‌ها به‌تدریج رو به وخامت گذاشته است.

دِ بِی هَز گِرَجوالی دیتیریِرِیتِد اُوِر دِ ییرز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.