/ˈɡrædʒuəli/
گِرَجوالی
slowly, but surely
آهسته، اما پیوسته و مطمئن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adj. gradual
adj. تدریجی
syn. steadily
syn. بهطور پیوسته
The bay has gradually deteriorated over the years.
خلیج در طول سالها بهتدریج رو به وخامت گذاشته است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.