واژه

documented

/ˈdɒkjəmentɪd/

مستند

داکیومِنتِد

Definition

proven with written evidence

توضیح فارسی

اثبات‌شده با شواهد مکتوب

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. documentary

adj. مستند

v. document

v. مستند کردن

n. documentation

n. مستندات

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.