/əˈbɪzməl/
اَبیزمِل
very bad; awful
بسیار بد؛ افتضاح
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. appalling
syn. وحشتناک؛ بسیار بد
Her performance on the test was abysmal.
عملکرد او در آزمون افتضاح بود.
He made an abysmal attempt to lift the heavy couch.
او تلاشی بسیار بد برای بلند کردن مبل سنگین انجام داد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.