/ʌnˈlaɪkli/
آنلایکلی
not probable
غیرمحتمل، بعید
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. doubtful
syn. بعید، مشکوک
Rain is unlikely to occur during the dry season.
بارش در فصل خشک بعید است رخ دهد.
It is unlikely that he will want to attend the conference.
بعید است که او بخواهد در کنفرانس شرکت کند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.