واژه

unlikely

/ʌnˈlaɪkli/

بعید، غیرمحتمل

آن‌لایک‌لی

Definition

not probable

توضیح فارسی

غیرمحتمل، بعید

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. doubtful

syn. بعید، مشکوک

Rain is unlikely to occur during the dry season.

بارش در فصل خشک بعید است رخ دهد.

رِین ایز آن‌لایک‌لی تو اَکِر دورینگ دِ درای سیزِن.

It is unlikely that he will want to attend the conference.

بعید است که او بخواهد در کنفرانس شرکت کند.

ایت ایز آن‌لایک‌لی ذَت هی ویل وانت تو اَتِند دِ کانفِرِنس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.