واژه

systematically

/ˌsɪstəˈmætɪkli/

به‌طور نظام‌مند، روشمندانه

سیستِمَتیکَلی

Definition

done according to a plan

توضیح فارسی

انجام‌شده مطابق یک برنامه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. systematic

adj. نظام‌مند، روشمند

n. system

n. سیستم، نظام

syn. methodically

syn. روشمندانه

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.