واژه

retrieve

/rɪˈtriːv/

بازیابی کردن، بازگرداندن

رِتریو

Definition

to find and bring back

توضیح فارسی

پیدا کردن و بازگرداندن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. retrieved

adj. بازیابی‌شده، بازگردانده‌شده

n. retrieval

n. بازیابی، بازگردانی

syn. recover

syn. بازپس گرفتن، بازیابی کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.