واژه

mimic

/ˈmɪmɪk/

تقلید کردن

میمیک

Definition

to copy an action

توضیح فارسی

از یک عمل تقلید کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. mimicker

n. تقلیدکننده

syn. imitate

syn. تقلید کردن

The comedian mimicked the president’s gestures.

کمدین از حرکات رئیس‌جمهور تقلید کرد.

دِ کِمیدیِن میمیکت دِ پرِزیدِنتس جِسچِرز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.