واژه

infancy

/ˈɪnfənsi/

مراحل آغازین، دوران ابتدایی

اینفِنسی

Definition

in the beginning stages of development

توضیح فارسی

در مراحل آغازین رشد یا توسعه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. infantile

adj. کودکانه، نابالغ

n. infant

n. نوزاد

syn. beginning

syn. آغاز

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.