واژه

inevitable

/ɪnˈevɪtəbəl/

اجتناب‌ناپذیر

اِنِوِتِبِل

Definition

something that cannot be prevented from happening

توضیح فارسی

چیزی که نمی‌توان از رخ دادن آن جلوگیری کرد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. inevitably

adv. به‌طور اجتناب‌ناپذیر

n. inevitability

n. اجتناب‌ناپذیری

syn. unavoidable

syn. غیرقابل اجتناب

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.