واژه

inadvertently

/ˌɪnədˈvɜːrtəntli/

سهواً، ناخواسته

این‌اَد‌وِرتِنت‌لی

Definition

by accident; without paying attention; unexpectedly

توضیح فارسی

به‌طور تصادفی؛ بدون توجه؛ به‌طور غیرمنتظره

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. inadvertent

adj. ناخواسته، غیرعمدی

syn. carelessly

syn. بی‌دقت، سهل‌انگارانه

The reporters had inadvertently failed to include the name of one of the dignitaries.

خبرنگاران سهواً نام یکی از مقامات عالی‌رتبه را درج نکرده بودند.

دِ رِپورتِرز هَد این‌اَد‌وِرتِنت‌لی فِیْلد تو اینکلود دِ نِیم آو وان آو دِ دیگنِتِریز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.