واژه

expansion

/ɪkˈspænʃən/

گسترش، توسعه

اِکسپَنشِن

Definition

the act of making larger

توضیح فارسی

عمل بزرگ‌تر کردن یا گسترش دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. expandable

adj. قابل گسترش

v. expand

v. گسترش دادن، توسعه دادن

syn. growth

syn. رشد، گسترش

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.