/ˌʌndərˈskɔːr/
آندِراسکور
to make evident or emphasize
آشکار ساختن یا تأکید کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. highlight
syn. برجسته کردن
The high quality of the student's science fair project underscored her talent in biology.
کیفیت بالای پروژه نمایشگاه علمی دانشآموز، استعداد او در زیستشناسی را برجسته کرد.
The conclusion of the report should underscore its main ideas.
نتیجهگیری گزارش باید بر ایدههای اصلی آن تأکید کند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.