Definition

specific qualities that distinguish one from another

توضیح فارسی

ویژگی‌های مشخصی که یکی را از دیگری متمایز می‌کنند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. characteristic

syn. ویژگی

Her sense of humor and cheerful personality are some of her most impressive traits.

حس شوخ‌طبعی و شخصیت شاد او از چشمگیرترین ویژگی‌های او هستند.

هِر سِنس آو هیومِر اَند چیرْفُل پِرسِنَلِتی آر سام آو هِر موست ایمپِرِسیو تِریتس.

Alma's blonde hair is a trait inherited from her father.

موهای بلوند آلما ویژگی‌ای است که از پدرش به ارث برده است.

آلماز بلاند هِر ایز اَ تِریت اِن‌هِرِتِد فرام هِر فاذِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.