واژه

redundant

/rɪˈdʌndənt/

زائد؛ تکراری

ریداندِنت

Definition

being excessive; showing unnecessary repetition

توضیح فارسی

بیش از حد بودن؛ نشان‌دهنده تکرار غیرضروری

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. redundancy

n. افزونگی؛ تکرار زائد

adv. redundantly

adv. به‌طور تکراری

syn. repetitious

syn. تکراری

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.