واژه

insignificant

/ˌɪnsɪɡˈnɪfɪkənt/

بی‌اهمیت

اینسِگنیفیکِنت

Definition

not important; of little value

توضیح فارسی

مهم نبودن؛ دارای ارزش اندک

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. insignificantly

adv. به‌طور ناچیز

n. insignificance

n. بی‌اهمیتی

syn. meaningless

syn. بی‌معنی

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.