/ˈhɑːrbər/
هاربِر
to give protection; to not express a desire or opinion, usually bad
پناه دادن؛ بیان نکردن یک میل یا نظر، معمولاً منفی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. shelter
syn. پناه دادن
He harbors ill feelings for her.
او نسبت به او احساسات بدی را در دل دارد.
They harbored the political refugee in their home.
آنها به پناهنده سیاسی در خانه خود پناه دادند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.