واژه

handle

/ˈhændl/

رسیدگی کردن

هَندِل

Definition

to deal with or control

توضیح فارسی

رسیدگی کردن به یا کنترل کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. handling

n. رسیدگی؛ مدیریت

syn. manage

syn. مدیریت کردن

They handled themselves very well given the circumstances.

با توجه به شرایط، آنها خود را بسیار خوب مدیریت کردند.

ذِی هَندِلد ذِمسِلوْز وِری وِل گیوِن ذِ سِرکِمستَنسِز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.