Definition

to stop or discontinue

توضیح فارسی

متوقف کردن یا ادامه ندادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. haltingly

adv. با مکث و وقفه

adj. halting

adj. متوقف‌شونده؛ همراه با مکث

n. halt

n. توقف

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.