/əˈdept/
اَدِپت
able to do something well, being talented
قادر به انجام کاری بهخوبی؛ بااستعداد
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. skilled
syn. ماهر
He is adept at calming noisy children.
او در آرام کردن کودکان پرسروصدا ماهر است.
The investigators were adept at their jobs.
بازرسان در کارهایشان ماهر بودند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.