/ˈpɪnpɔɪnt/
پینپوینت
to find or describe something with precision
چیزی را با دقت پیدا یا توصیف کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adj. pinpoint
adj. بسیار دقیق
syn. locate
syn. پیدا کردن، تعیین محل کردن
The engineers were immediately able to pinpoint the problem with the bridge.
مهندسان بلافاصله توانستند مشکل پل را دقیقاً مشخص کنند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.