واژه

indiscriminate

/ˌɪndɪˈskrɪmɪnət/

بی‌ضابطه، بدون انتخاب دقیق

ایندی‌اسکریمِنِت

Definition

not chosen carefully; unplanned

توضیح فارسی

با دقت انتخاب‌نشده؛ برنامه‌ریزی‌نشده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. indiscriminately

adv. بی‌ضابطه، بدون تمایز

syn. arbitrary

syn. خودسرانه، بی‌قاعده

The indiscriminate arrangement of the products made the store confusing.

چیدمان بی‌ضابطهٔ محصولات فروشگاه را گیج‌کننده کرده بود.

ذِ ایندی‌اسکریمِنِت اَرِینجمِنت آو ذِ پراداکتس مِید ذِ اِستور کِنفیوزینگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.