واژه

freshly

/ˈfreʃli/

تازه، به‌تازگی

فِرِشلی

Definition

caught or produced not long ago

توضیح فارسی

گرفته‌شده یا تولیدشده در زمانی نه‌چندان دور

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. fresh

adj. تازه

v. freshen

v. تازه کردن

n. freshness

n. تازگی

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.