واژه

enact

/ɪˈnækt/

تصویب کردن قانون

اِنَکت

Definition

to pass a law

توضیح فارسی

یک قانون را تصویب کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. enacted

adj. تصویب‌شده

n. enactment

n. تصویب قانون

syn. legislate

syn. قانون‌گذاری کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.