واژه

defy

/dɪˈfaɪ/

به چالش کشیدن، سرپیچی کردن

دیفای

Definition

to show little fear of or regard for rules or established norms; to challenge

توضیح فارسی

نشان دادن ترس یا اعتنای اندک نسبت به قوانین یا هنجارهای تثبیت‌شده؛ به چالش کشیدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. defyingly

adv. به‌صورت چالش‌گرانه و سرکشانه

adj. defying

adj. چالش‌گر، سرپیچی‌کننده

syn. resist

syn. مقاومت کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.