واژه

ample

/ˈæmpəl/

کافی، فراوان

اَمپِل

Definition

more than enough

توضیح فارسی

بیش از اندازهٔ کافی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. amply

adv. به‌طور کافی، به‌وفور

syn. sufficient

syn. کافی

There is ample evidence that the young man was speeding when the accident occurred.

شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد مرد جوان هنگام وقوع حادثه با سرعت زیاد رانندگی می‌کرد.

ذِر ایز اَمپِل اِوِدِنس ذَت ذِ یانگ مَن واز اِسپیدینگ وِن ذی اَکسیدِنت اَکِرد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.