/ˈsuːtəbəl/
سوتَبُل
appropriate; correct; convenient
مناسب؛ درست؛ راحت و مقتضی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adv. suitably
adv. بهطور مناسب
v. suit
v. مناسب بودن
syn. appropriate
syn. مناسب
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.