واژه

obviously

/ˈɒbviəsli/

آشکارا، بدیهی است

آبویِسلی

Definition

in a clear, easy-to-understand way

توضیح فارسی

به شیوه‌ای روشن و آسان برای فهم

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. obvious

adj. آشکار، بدیهی

syn. evidently

syn. آشکارا

It had obviously rained.

آشکارا باران باریده بود.

ایت هَد آبویِسلی رِیند.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.