واژه

data

ˈdeɪ tə

داده‌ها

دِیتا

Definition

facts; information

توضیح فارسی

حقایق؛ اطلاعات

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The data about the bank robbery were given to the F.B.I.

داده‌ها درباره سرقت بانک به اف‌بی‌آی داده شد.

دِ دِیتا اَبَوت دِ بَنک رابِری وِر گیوِن تو دِ اف بی آی

After studying the data, we were able to finish our report.

پس از بررسی داده‌ها، توانستیم گزارش خود را کامل کنیم.

اَفتر اِستادیینگ دِ دِیتا، وی وِر اِیبِل تو فینیش آور ریپورت

Unless you are given all the data, you cannot do the math problem.

مگر اینکه همه داده‌ها به شما داده شود، نمی‌توانید مسئله ریاضی را حل کنید.

اَنلِس یو آر گیوِن آل دِ دِیتا، یو کَنات دو دِ مَث پرابلم
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.