/ˈfæsɪt/
فَسِت
element or component
عنصر یا جزء
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adj. faceted
adj. چندوجهی، دارای وجه
syn. aspect
syn. جنبه
The proposal had many beneficial facets.
این پیشنهاد جنبههای سودمند بسیاری داشت.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.