/feɪs/
فِیس
to be in the presence of and oppose
در حضور چیزی یا کسی بودن و با آن مقابله کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. confront
syn. مواجه شدن با
The mountain climbers faced grave danger on the cliff.
کوهنوردان روی صخره با خطر جدی مواجه شدند.
He finds it difficult to face his problems.
او مواجه شدن با مشکلاتش را دشوار میداند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.