واژه

extensive

/ɪkˈstensɪv/

گسترده، وسیع

اِکستِنسیو

Definition

large in area or number

توضیح فارسی

از نظر مساحت یا تعداد بزرگ

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. extensively

adv. به‌طور گسترده

v. extend*

v. گسترش دادن؛ طولانی‌تر کردن*

n. extension*

n. گسترش؛ امتداد*

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.