واژه

evident

/ˈevɪdənt/

آشکار، مشهود

اِویدِنت

Definition

easy to see, usually because of some proof

توضیح فارسی

به‌راحتی قابل مشاهده، معمولاً به دلیل وجود شواهد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. evidently

adv. آشکارا، ظاهراً

n. evidence

n. مدرک، شواهد

syn. apparent

syn. آشکار

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.