واژه

elude

/iˈluːd/

گریختن، فرار کردن

ایلود

Definition

to escape in a tricky way

توضیح فارسی

به شیوه‌ای زیرکانه گریختن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. elusive

adj. دست‌نیافتنی، گریزان

n. elusiveness

n. گریزان‌بودن، دست‌نیافتنی‌بودن

syn. evade

syn. گریختن، طفره رفتن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.