واژه

accolade

/ˈækəleɪd/

افتخار، جایزه

اَکُلِید

Definition

an award or distinction

توضیح فارسی

یک جایزه یا نشان افتخار

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. honor

syn. افتخار

She received many accolades during her academic career.

او در طول دوران دانشگاهی‌اش افتخارات زیادی دریافت کرد.

شی رِسیود مِنی اَکُلِیدز دورینگ هِر اَکَدِمیک کَریِر.

A Nobel Prize is just one of his many accolades.

جایزه نوبل فقط یکی از افتخارات فراوان اوست.

اِ نوبِل پرایز ایز جاست وان آو هیز مِنی اَکُلِیدز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.