واژه

susceptible

sə-SEP-tə-bəl

آسیب‌پذیر، مستعد

سِسِپتِبِل

Definition

to be subject to influence; capable of being affected by a person or thing

توضیح فارسی

در معرض تأثیر بودن؛ قابلیت تأثیرپذیری از یک شخص یا چیز را داشتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. susceptibleness

n. حساسیت، تأثیرپذیری

adj. susceptibly

adj. به‌شکل تأثیرپذیر

syn. vulnerable

syn. آسیب‌پذیر

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.